خانه عناوین مطالب تماس با من

هنر سیر و سفر

هنر سیر و سفر

روزانه‌ها

همه
  • Space Collective
  • برادران امیدوار
  • Public Life
  • 779
  • Nick Turpin
  • چهار دیواری

پیوندها

  • چهاردیواری
  • چرک نویس
  • غرولندهای یک جهان سومی
  • چسبندگی های روح ما

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • هیچ جور دیگه ای قرار نبود باشه
  • اخبار، رسانه و گرفتن مچ خودم
  • تنهایی
  • سوره بقره، آیه 264
  • سوره قصص، آیات 76 تا 88
  • بیچاره پول
  • والدن، صفحه 158
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • تیر 1403 1
  • خرداد 1403 1
  • شهریور 1402 1
  • مرداد 1402 1
  • اردیبهشت 1402 1
  • دی 1401 2
  • فروردین 1395 1
  • اسفند 1394 1
  • مرداد 1394 2
  • تیر 1394 3
  • اردیبهشت 1394 1
  • اسفند 1393 1
  • آذر 1393 2
  • آبان 1393 2
  • شهریور 1393 2
  • تیر 1393 1
  • خرداد 1393 5
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 4
  • اسفند 1392 1
  • بهمن 1392 1
  • آذر 1392 5
  • آبان 1392 2
  • مهر 1392 2
  • شهریور 1392 1
  • مرداد 1392 2
  • تیر 1392 3
  • خرداد 1392 3
  • اردیبهشت 1392 2
  • فروردین 1392 3
  • اسفند 1391 2
  • بهمن 1391 2
  • دی 1391 3
  • آذر 1391 1
  • آبان 1391 3
  • مهر 1391 4
  • شهریور 1391 1
  • مرداد 1391 1
  • تیر 1391 1
  • خرداد 1391 1
  • اردیبهشت 1391 4
  • اسفند 1390 1
  • بهمن 1390 2
  • دی 1390 3
  • آذر 1390 2
  • مهر 1390 1
  • شهریور 1390 2
  • تیر 1390 2
  • اردیبهشت 1390 4
  • فروردین 1390 5
  • اسفند 1389 2
  • بهمن 1389 2
  • مهر 1389 1
  • مرداد 1389 1
  • تیر 1389 2
  • خرداد 1389 1
  • اردیبهشت 1389 1
  • فروردین 1389 10
  • اسفند 1388 2

آمار : 40527 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • هیچ جور دیگه ای قرار نبود باشه سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1403 10:44
    پیرمرد راننده تاکسی امروز صبح خیلی از این مینالید که مگر چیکار کردیم که این بلاها باید سرمون بیاد. من گفتم دنیا همینه! گفت نه خوش خیال بودیم، آخر کار رو ندیدیم! - مجموعه‌ای از خطاهای ریز و درشت، ریز درشت نما، درشت ظاهرا ریز، من رو به این رنج مداوم رسوند. ولی دیگه حتی فکر کردن به این اشتباهات هم لطفی نداره، درسی...
  • اخبار، رسانه و گرفتن مچ خودم شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1403 09:02
    رسانه‌ها تمام توانشون رو به کار میبرن که برای مسائل فردی ما دلایل بیرونی بتراشند و به اینصورت هویت فردی ما رو به نفع هویت اجتماعی استاندارد شده مدرن قربانی کنند. البته بهتره جمله بالا رو به اینصورت اصلاح کنم که یکی از مضررات مطالعه بیش‌از اندازه اخبار مرتبط کردن مسائل فردی و درونی به علل و عوامل بیرونیه؛ وگرنه دوباره...
  • تنهایی جمعه 17 شهریور‌ماه سال 1402 11:06
    در طول روز نقشهای مختلفی میگیریم و در هر عملی که انجام میدهیم به یکی از این نقشها آغشته‌ایم. فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، عاشق، معشوق، کارمند، کارفرما، دوست، رفیق و حتی نام و نام‌خانوادگی... همه و همه ماسکهایی ست که به فراخور موقعیت میپوشیم و نقشش را بازی میکنیم. تمام افعال ما در یکی از این نقشها رخ میدهد و...
  • سوره بقره، آیه 264 دوشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1402 12:50
    لَا یَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَیْءٍ مِمَّا کَسَبُوا هیچ بهره ای از آنچه کسب میکنند نمیبرند این قطعه بخشی از آیه 264 سوره بقره ست که امروز متوجهش شدم. پیش از این هم جسته و گریخته با این مفهوم برخورد داشتم و یا تجربه‌اش کرده‌ام اما در این جمله بسیار سلیس و صریح بیان شده است. کل آیه در خصوص کسانی ست که نه برای خداوند بلکه از...
  • سوره قصص، آیات 76 تا 88 سه‌شنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1402 17:53
    آیات پایانی سوره قصص در مورد قارون بسیار جالب است. غیر از محتوا و مفهوم، شکل بیان هم به گونه‌ایست که شخصیتهای مختلف در یک موقعیت اجتماعی به تصویر کشیده شده‌اند. البته چون عموماً از هر کدام از این داستانها با عنوان یک شخص (مثلاً یوسف، موسی، فرعون، عیسی و ...) یاد میشود، ذهن ما نیز بر روی همان شخصیت متمرکز میماند. اما...
  • بیچاره پول شنبه 3 دی‌ماه سال 1401 16:42
    فکر میکنم داریم اشتباه زندگی میکنم! مدام در حال تنش و اضطراب برای چیزی که باعث رفع اضطرابمون نمیشه. یعنی یه وقت تشنه‌ای و دنبال آب میگردی و در واقعیت هم اگر آب رو پیدا کنی تشنگیت رفع میشه. اما بسیاری از چیزهایی که در زندگی روزمره دنبالشیم پاسخگوی نیازهای ما نیستند. مثلاً ما دنبال پول هستیم که احساس بی‌نیازی کنیم اما...
  • والدن، صفحه 158 شنبه 3 دی‌ماه سال 1401 16:40
    ... بازرگان بی‌سواد و شاید شیاد، زمانی که با تهور و تکاپو فراغت و استقلال دلخواهش را به دست می‌آورد و به انجمن‌های ثروت و احترام راه می‌یابد به ناگزیر و سرانجام به سوی حلقه‌هایی همچنان بالاتر، ولی همچنان دست‌نیافتنی‌تر از هوش و نبوغ رو می‌آورد، تا تنها به نقص فرهنگش و پوچی و بی‌کفایتی ثروتش پی ببرد. پس می‌کوشد تا آن...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1395 17:52
    وقتی آزاد نیستی در انتخاب کردن مثل اسب افسار خورده ای میمونی که چشمبند هم داره (به اسب ها چشمبند میزنن که چیزی نبینن و جفتک نزنن یهویی) وقتی آزادی چشمات بازه اما باز هم همه جا تاریک روشنه!
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1394 09:41
    آدم بی هدف مثل خر بی افساره! هر کسی میتونه ازش سواری بگیره! اما خوب هدف و تصمیم و مسئولیت و این حرفا هم داستانیه!
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1394 20:01
    ترجیح میدهی زخمها و عقده هایت را مداوا کنی یا از دردهایت پله هایی بسازی برای پیشرفت؟...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1394 13:37
    این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است کین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 28 تیر‌ماه سال 1394 12:42
    فکر که میکنم که راه گریزی نیست ناامیدی سراغم می آید که برای ندانستنش به روزمرگی و عادت پناه میبرم
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 21 تیر‌ماه سال 1394 15:25
    به خسران مدام عادت میکنیم از ترس تغییر...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 21 تیر‌ماه سال 1394 15:21
    چرا دیگه باور ندارم؟
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1394 16:20
    هر انتخابی که میکنیم، چندین گزینه دیگه رو از دست میدیم. اما وقتی قدرت انتخاب نداریم و یا از آزادیمون استفاده نمیکنیم، به هر دلیلی، و یا مجبور به انتخاب یک گزینه میشیم، اونوقته که یک عقده در ما ایجاد میشه، عقده انتخاب اون گزینه و زندگی کردنش! عقده های سربسته زیادی هستند که بعضی هاشون رو اصلن نمیشناسیم و کم کم سر بیرون...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1393 15:25
    کسانی که از زندگیت رفته اند را هر چقدر در اینترنت جستجو کنی، به فارسی و انگلیسی و عربی و هر زبانی، فایده ندارد که ندارد. کسانی که از دنیا رفته اند را که هیچ... حتی در اینترنت هم جستجویشان فایده ای ندارد!
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 13 آذر‌ماه سال 1393 11:55
    حتی در گوش دادن موسیقی هم دچار تصاویر ذهنی هستم فکر میکنم هر چقدر که بیشتر فرم خاصی گوش بدم به آن تصاویر نزدیکتر میشم اونقدر دانلود کن تا به تصاویرت نزدیک برسی اونقدر که از صرافتش بیفتی!
  • باشد که رستگار شویم... دوشنبه 10 آذر‌ماه سال 1393 08:29
    کی گفته ما آدمهای خوبی هستیم؟! از خوبی به اندازه زمین تا ماه فاصله داریم! کی گفت دلهای گندیده ما پاک و ساده است؟! بوی گند و گه این تفاله مغز آدمیزاد را میسوزاند! تمثالی بی رنگ و رو، به قامت هیولایی ساخته ایم از خوبیهایی که کیسه مان را پر نگه دارد! از تمجید دیگران، تعارفات خذعبلی که هیچ قرینی در واقعیت ندارند! باور...
  • حرفها چهارشنبه 14 آبان‌ماه سال 1393 14:24
    حرفهای مرد در گلو مانده... حرفهای در گلو مانده مرد... حرفهای مانده در گلوی مرد... حرفهای گلوی مرد در مانده... حرفهای گلو مانده در مرد... حرفهای در مانده گلوی مرد... گلوی حرفهای مرد در مانده...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 11 آبان‌ماه سال 1393 09:57
    همچنان و همیشه این جرخوردگی‌ها وجود دارد! جایی هستی و نمیخواهی باشی، چیزی هستی و چیز دیگری میخواهی! این حسرت مدام،.. عجیب است! تنهایی را میخواهم و تنهایی را تاب نمی آورم! حرص و ولع آزادی را میزنم، اما ...! اما نمیدانم خود این آزادی است، یا اصلا آزادی چیست؟ عبارتی که همیشه حسرت آن را خورده ایم بی آنکه بدانیم چیست!...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 23 شهریور‌ماه سال 1393 14:44
    بعضی از روزها دوست دارم به جای اینکه بلافاصله بعد از بیرون آمدن از شرکت، هدفون بذارم و صداهای بیرون رو حذف کنم، به صدای پای خودم گوش بدم، یک ربع ساعتی که باید تا پایین پل مدیریت بروم تا سوار تاکسی بشم، تمام راه صدای پای خودم رو گوش میدم و سعی میکنم گره های مغزم رو باز کنم، گره های کور، گره های خیلی خیلی کور مسیر رفت و...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1393 10:15
    هیچ وقت روزهای بعد سالگرد مثل روزهای قبل سالگرد نیست! شاید هم خود سالگرد اینقدر اهمیت دارد که همه چیز را تغییر میدهد. اما من آدم سالگردها و سالروزها نیستم، چندان یادم نمی ماند، وقتی یادم می افتد یا به یادم می آورند بیشتر به دنبال کشف پختگی یک ساله هستم!
  • [ بدون عنوان ] شنبه 7 تیر‌ماه سال 1393 00:02
    مامان میگه سی ساله که شدی، تازه عقلت کامل شده! البته حالا که کامل شده، مثل وقتی هم که ناقص بوده لزومن ازش استفاده نمیکنم! کلن این آستانه ها بهونه ست برای فکر کردن؛ به همه چیز فکر میکنم غیر از اونچه که باید، این آستانه ها ناچار میکنه آدم رو که فکر کنه به چیزی که باید...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1393 16:59
    آیا صعود و سقوط شاخص بورس اوراق بهادار به اندازه غمهای سرگردانی که وقتی توو خونه موندی سراغت میان مهمه؟ من از اون قبیل آدمهام که وقتی غمم زیاد میشه و غصه میخورم خوابم میگیره! مامان بزرگم هم که مرد خوابیدم، البت خواب خوبی دیدم و اینطوری تعبیرش کردم که چون اون آدم خوبی بود من خواب خوبی دیدم... من آدمی ام که به همه میگم...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 23 خرداد‌ماه سال 1393 06:31
    اینقدر گفتیم همه چیز درست میشه، هیچ چیز که درست نشد هیچ، همه چیز بد پیش رفت، یعنی بد پیش بردیم و همه چیز به فنا رفت! این سرزنش تا کی؟! این انتظار سرگردان تا کی؟ بیهوده و بی ثمر!
  • من که میو میو میکنم برات... چهارشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1393 08:46
    تا وقتی که خیلی محافظه کارانه در محدوده خودت زندگی میکنی، که هیچ! همه چیز آرومه و جماعت همه سر به کار خودشون! خرق عادت رو که شروع میکنی و میخوای پا از محدوده ت بیرون بذاری؛ اصلن این هم نه فقط اون چیزی که درونت هست رو بیرون میریزی، جماعت همه نگران جایگاهشون میشن! غافل از اینکه...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1393 18:10
    مرگ یکی از لطیف ترین اتفاقاتیه که توی زندگی روزمره برای آدم میوفته! شایدم آخریشه که میوفته! بقیش که نمیوفته، مثل آدمیزاد میاد کنار دستت میشینه...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1393 17:46
    تووی فیس بوق بنویسم یا توو وبلاگ؟! یا توییت کنم؟! در زندگی واقعی کم از هم گسیخته و جرخورده بودم، کثرت به زندگی دیجیتالیم هم سرایت کرده. کار رو از خونه جدا میکنم تا مثلن علایق و زندگی شخصیم در روزمرگی و خشونت کار هرز نره، برای هر خرت و پرتی یه جعبه جدا گذاشتم، فقط نمیدونم چرا بعضی وقتا در جعبه ها باز میمونه، بعضی از...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1393 16:44
    ذهن های تاریک همون ذهن های ناامیدن؟! یا ذهن های بلاتکلیف؟!
  • [ بدون عنوان ] جمعه 15 فروردین‌ماه سال 1393 21:23
    ای کاش این جمعه شب هم مثل بقیه تعطیلات زودتر بگذره! عجیب که این اضطراب و نگرانی بعد از تعطیلی و قبل از شروع کار هیچ وقت تموم نمیشه...
  • 125
  • صفحه 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5